حسن سيد اشرفى

568

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

فى الطّلب فى الجملة : مقصود از « فى الجملة » آن است كه بدون نظر به اينكه آيا حقيقت در طلب وجوبى است و در ندبى مجاز يا حقيقت در طلب ندبى و در وجوبى مجاز است يا حقيقت در اعمّ از وجوبى و ندبى است يا حقيقت در طلبى است كه با استعلاء آمر باشد و در غير ، مجاز است . هو بحسب العرف و اللّغة : مشاراليه « هذا » مطالبى است كه درباره لفظ امر بيان شد . نقل الاتّفاق : مقصود از « الاتّفاق » اتّفاق علماى اصول مىباشد . على انّه حقيقة فى القول المخصوص : ضمير در « انّه » به امر برگشته و مقصود از « القول المخصوص » صيغهء « افعل » مىباشد . و مجاز فى غيره : ضمير در « غيره » به قول مخصوص برمىگردد . انّه عليه لا يمكن منه الاشتقاق : ضمير در « انّه » به معناى شأن و در « عليه » به بودن حقيقت در قول مخصوص و در « منه » به امر برگشته و منظور از « اشتقاق » نيز ماضى و مضارع و امر و اسم فاعل و غيره از آن درست كردن مىباشد . فانّ معناه حينئذ : ضمير در « معناه » به امر برگشته و منظور از « حينئذ » يعنى « حين اذ كان حقيقة فى القول المخصوص » مىباشد . لا يكون معنا حدثيّا : ضمير در « يكون » به « معناه » يعنى معناى امر برگشته و مقصود از معناى حدثى نيز معناى مصدرى و فعلى و حدثى است . مع انّ الاشتقاقات منه : كلمهء « الاشتقاقات » اسم « انّ » و خبرش جملهء « تكون بذلك الخ » بوده و ضمير در « منه » به امر برگشته و اين عبارت در واقع اشكال مصنّف و ردّ بر اين قول و نقل اتّفاق است . تكون بذلك المعنى المصطلح عليه بينهم : ضمير در « تكون » به اشتقاقات برگشته و مقصود از « ذلك المعنى المصطلح عليه » حقيقت در قول مخصوص بودن مىباشد و ضمير در « بينهم » به علماى اصول برمىگردد .